X
تبلیغات
رایتل
1390,09,07

فرازهایی از زندگی بنیانگزار آیکیدو





کودکی و جوانی:

موریهی اوشیبا در 14 دسامبر 1883 در ایالت واکایامای ژاپن، در مکانی که امروزه تانابه نامیده می شود به دنیا آمد. وی چهارمین فرزند و بزرگترین پسر خانواده بود. پدرش یوروکو اوشیبا کشاورز ثروتمند و عضو شورای محلی بود. مادرش از خانواده ای نجیب زاده و یوکی ایتوکاوا نام داشت.

موریهی از بدو تولد ضعیف و کوچک بود و تقریباً هفت ساله بود که به شهر چیزودرا که در مجاورت معبد بودایی از فرقۀ شینگون قرار داشت فرستاده شد. وی تحت تعلیم عقاید کلاسیک کنفسیوس و کتابهای مقدس بودایی قرار گرفت و شیفتۀ افسانه هایی شد که راهب بودایی در مورد معجزات می گفت. مخصوصاً از شنیدن داستانهایی در مورد پدر بزرگ بزرگ خود کیچومون که یکی از قوی ترین و شجاع ترین سامورایی ها بود لذت می برد. وی تمرین ذن (مراقبه) را همانجا شروع کرد و به اندازه ای در این کار شور و علاقه نشان داد که باعث نگرانی پدرش شد. از اینرو پدرش ورزشهای شنا و کشتی سومو را به وی یاد داد.

موریهی جوان بعد از تحصیلات ابتدایی مدرسۀ تکمیلی خود را رها کرد و به مؤسسه ای مالی به نام آباکوس یوشیدا رفت و پس از گرفتن دیپلم از این مؤسسه در ادارۀ مالیات تانابه استخدام شد که وظیفه اش ارزیابی زمینها بود.
موریهی در سال 1901 از ادارۀ مالیات استیفا داد و به یک گروه جنبش ملی که بر علیه قانون جدید ماهیگیری بر پا شده بود پیوست. سپس به هدف اینکه کار تجاری جدیدی را شروع کند به توکیو رفت و برای مدتی در یک بخش تجاری کار کرد.

امّا انگیزۀ مهمتری برای ماندن در توکیو وجود داشت و آن تحقیق در مورد جوجیتسو و کن جوتسوی سنتی بود. وی در ورزشگاهی به نام کیتوریو به فراگیری جوجیتسو زیر نظر استاد توساوا پرداخت. کیتوریو ورزشگاهی قدیمی بود و در آن فنون زیبایی آموزش داده می شد. وی در کنار تمرین جوجیتسو به تمرین کن جوتسو نیز می پرداخت. در آن زمان بود که کشف کرد استعداد خاصی در هنرهای رزمی دارد.

اوشیبا بعد از دوسال به تانابه بازگشت و با دختری به نام هاتسو ایتوکاوا (متولد1881) که در دوران بچگی می شناخت ازدواج کرد.

گرچه از این به بعد دیگر نامی از همسر موریهی آورده نمی شود، امّا باید به یاد داشت که وی نقش مهمی در جریانات زندگی موریهی بازی می کند. و در شرایط سخت زندگی پشتیبان او باقی می ماند.

زندگی در ارتش

در سال 1903 موریهی اوشیبا در سی و هفتمین هنگ از لشکر چهارم در شهر اوزاکا نام نویسی کرد. در ارتش به سرعت ترفیع گرفت و به درجۀ فرماندهی رسید. در آنجا بود که با ادامۀ تغذیه و تمرینهای خاص بدنی سالم و قوی پیدا کرد و یکی از قوی ترین مردان رستۀ خود شد. او می توانست تخته سنگها و وزنه هایی را بلند کند که مردان دیگر حتی قادر نبودند تکانشان دهند! موریهی در تمرینات سرنیزه و نبرد تن به تن بسیار ماهر بود و در جنگ بین روسیه و ژاپن در سال 1905 این تواناییها وی را بسیار کمک کرد. در همین دوران وی به کلاس هنرهای رزمی می رفت و در شهر ساکای، یاگوریو جوجیتسو را در مدرسۀ گوتو، زیر نظر ماساکاتسو ناکایی آموخت و توانست قبل از ترک ارتش گواهینامۀ آموزش را از این رشتۀ جوجیتسو در سال 1908 بگیرد. در همین سال (1908) وی از ارتش استیفا داد و به دهکدۀ خود بازگشت و رهبر گروهی به نام جوانان محلی شد.


پدرش دوجوی کوچکی را در ملک خودشان ساخت و از جودوکار معروفی به نام کیوایچی تاکاجی دعوت کرد که آموزش موریهی را به عهده بگیرد. موریهی و تعدادی از جوانان دهکده آموختن جودو را شروع کردند و در آنجا موریهی روش جودوی کودوکان و تئوری های جیگارو کانو مؤسس جودو را آموخت.
موریهی سه سال دیگر در تانابه ماند و در سال 1911 اوّلین دخترش به دنیا آمد. در همین سال علاقمند شد در شمال جزیرۀ هوکایدو با برنامه های دولت همکاری کند. وی گروهی را تشکیل داد که شامل مردان و زنان جوان بودند.

سفر به هوکایدو:

گروه کیشو، شامل 54 خانوار و بیش از 80 نفر به رهبری موریهی اوشیبا در 29 مارس 1912 تانابه را به مقصد هوکایدو ترک کرد.
هوکایدو جزیرۀ شمالی و سردسیر ژاپن است که در آن زمان قسمتهای زیادی از آن عملاً قابل سکونت نبود. موریهی و گروه کیشو بعد از رسیدن به هوکایدو در محلی ساکن شدند که در حال حاضر دهکدۀ شیراتاکی آن هنوز بر جای خود باقیست. گروه کیشو با سختی ها و مشکلات زیادی روبرو شدند که در اینجا به آن پرداخته نمی شود. امّا اقداماتی چون کشت و زراعت، پرورش اسب، ایجاد کارخانه های محصولات لبنی، دایر کردن صنعت چوب بری، ساخت مغازه های خیابانی، بهبود وضع ظاهری خانه ها و خانه سازی و ساختن مدرسه از کارهای موریهی و گروه کیشو بود. حوادث و اقدامات زیادی در این دوران روی داده است. امّا مهمترین آن که بعدها اساس آیکیدو را به وجود آورد ملاقات با شخصی به نام سوکاکو تاکدا بود.




سوکاکو تاکدا، بزرگ و راهنما و معلم دایتوریو آیکی جوتسو بود. این فرم از جوجیتسو از قدیمیترین انواع جوجیتسو بوده و بیش از هزار سال در خانوادۀ تاکدا در انحصار مانده و توسعه پیدا کرده بود. یکی از اصول اصلی این هنر رزمی، آی کی بود.

حقیقتاً آی کی سرچشمۀ اساسی از نبرد است که در آن ارادۀ حریف به مبارزه تنها با یک حرکت یا حتی یک نگاه نابود می شود. این تکنیک ها معروف بودند حتی زمانی که آرام به کار برده شوند نیز کاملاً مؤثر هستند.
اوشیبا فوراً برای یادگیری دایتوریو اقدام کرد. عمو و پدرش نیز از نظر مالی وی را کمک کردند که یک محل تمرین (دوجو) را برای آموزش دایتوریو احداث کند. تاکدا که استاد بسیار سختگیری بود، دعوت برای آموزش و ماندن در دهکده را پذیرفت و همزمان چندین سفر به اطراف جزیره کرد. اوشیبا وی را همراهی نمود و هر ذره از جزئیات این هنر را از تاکدا فرا گرفت.

در 1918 اولین پسر موریهی به دنیا آمد. در نوامبر 1919 موریهی دریافت که پدرش سخت مریض است. او فوراً مقداری از املاک و ثروتش را فروخت و بقیه را به تاکدا واگذار کرد و پس از هشت سال اقامت، هوکایدو را به مقصد تانابه ترک نمود.

زندگی با فرقۀ اوموتوکیو: موریهی در هنگام بازگشت به تانابه سه روز را در شهر آیابه ماند. این شهر محل به وجود آمدن جنبش جدید مذهبی به نام اوموتوکیو بود. رهبر این فرقۀ جدید انیسابورو دگوچی در فن شینگن کی شین یا آرامش روح یا همان مدیتیشن استاد بود. اوشیبا فکر کرد که با ایستادن در آنجا می تواند برای شفای پدرش دعا کند. صحبتهای انیسابورو به اوشیبا آرامش داد و تحت تأثیر گفتار وی قرار گرفت.



یوروکو اوشیبا در دوم ژانویۀ 1920 در سن 76 سالگی از دنیا رفت و موریهی پس از رسیدن به خانه از این امر مطلع شد. پس از چند ماه آشفتگی روحی که از این اندوه و غصّۀ شدید به وی دست داده بود او تصمیم گرفت که به شهر آیابه برود تا با راهنمایی انیسابورو از یک زندگی روحانی برخوردار شود.برای هشت سال بعد اوشیبا زیر نظر و توجه شخص انیسابورو آموزش دید. در طول این مدت وی اعتبار زیادی نزد انیسابورو پیدا کرد. او همچنین دوجویی کنار خانه اش ساخت و آموزش به تمامی علاقمندان هنرهای رزمی را شروع نمود.
انیسابورو که یک صلح جوی قدرتمند و مدافع عدم خشونت و مقاومت بود به مشتاقان هنر رزمی اوشیبا خوش آمد گفت و اوشیبا را به ادامۀ این آموزش تشویق کرد.انیسابورو تصدیق کرد که آموزش هنر رزمی اوشیبا به دیگران معنی حقیقی و صلح آمیز بودو است. اوشیبا در 1922 تصدیق نامۀ تاکدا را برای زمانی که دایتوریو تمرین می کرد دریافت کرد. به تأثیر از انیسابورو وی شروع کرد به توسعه دادن روش خودش در انجام و اجرای تکنیک ها و آیکی جوتسوی او کم کم فرمهای ساده ای از آیکیدوی مدرن را شکل می داد. وی تکنیکهایش را از صافی اعتقادی و کلاسیک بودو گذراند.

کم کم سطح آموزشی آموزشگاه اوشیبا ارتقاء پیدا کرد و اینکه در آیابه یک استاد ماهر هنرهای رزمی با تکنیک های فوق العاده زندگی می کند، بر سر زبان ها افتاد و تعداد ثبت نام کنندگانی که پیرو فرقۀ اوموتوکیو نبودند رو به افزایش بود. بسیاری از ملوانان از پایگاه های نیروی دریایی از شهر می زورو با قطار به آموزشگاه او می آمدند.
در سال اول اقامت اوشیبا در آیابه دو پسرش یکی در سه سالگی و دیگری در یک سالگی از دنیا رفتند. امّا در اواخر سال 1921 سومین پسر وی به دنیا آمد که بعدها جانشین پدر در آیکیدو شد.

در همین زمان او با تمرین هنرهای رزمی کم کم شخصیت روحانی به خود گرفت و هر چه بیشتر غرق در مطالعه روش کوتوداما یا مراقبۀ فکری شد. سرانجام اوشیبا از انجمن یاگوریو و دایتوریو جوجیتسو کناره گیری کرد و روش های خودش را که استفاده از اصول اخلاقی و تکنیکی در کنار هم بود را توسعه داد. به این هدف تا موانعی را که بین ذهن و جسم وجود دارد را از میان بردارد.

در سال 1922 این روش به طور رسمی آیکی بوجوتسو نام گرفت

روشن بینی:

در سال 1924 اوشیبا در صدد بر آمد تا پیشرفت معنویش را گسترش دهد. در سیزدهم فوریه بطور ناشناخته همراه با انیسابورو آیابه را به قصد منچوری و مغولستان ترک کرد. تا مکان مقدسی برای برپایی دولت جدیدی که بر اساس مقررات و اصول مذهبی بنا شده باشد را پیدا کند. در پانزدهم فوریه آنها با فرمانروای منچوری دیدار کردند و به همراه فرمانروا به ارتش خود مختار مغولستان در داخل کشور هدایت شدند. اتفاقات بسیاری در در این زمان و در بحبوحۀ جنگ های داخلی روی داد و بارها در جنگ مهارت موریهی و نیز حس عجیبی که از آن بیشتر گفته می شود جان آنان را نجات داد. به هر حال این سفر، سفر شومی بود. آنان قربانی توطئه ای شدند که فرمانروای دیگری ترتیب داده بود. هنگامی که به شهر باین دالایی چین رسیدند سربازان سربازان چینی آنان را دستگیر کردند. موریهی اوشیبا و انیسابورو دگوچی همراه چهار نفر دیگر به مرگ محکوم شدند. امّا در مراسم اعدام، درست در لحظۀ اجرای حکم با پادرمیانی و ضمانت یکی از اعضای کنسولگری ژاپن به طرز معجزه آسایی از مرگ رستند و به ژاپن بازگشتند .

در بازگشت اوشیبا سعی کرد با تعلیم دادن در آموزشگاه و کار کردن در مزرعه گذشته اش را از سر بگیرد. سفر به منچوری و مغولستان و تجربه ای که در هنگام مواجه شدن با مرگ در مقابل تیراندازی کسب کرده بود تأثیر بسیار زیادی روی وی گذاشته و فهمیده بود که می تواند درلحظه ای قبل از شلیک، زمان شلیک گلوله را بفهمد. بعد از باز گشتن به ژاپن نیز مکرراً با موقعیت هایی مواجه شد که در درون خود، از ظهور یک نیروی معنوی عظیم خبر می داد.

در بهار سال 1925 استاد یوشیبا با یک افسر نیروی دریایی که استاد کن دو بود ملاقات کرد. اوشیبا پیشنهاد افسر که او را به مبارزه طلبید را پذیرفت و بدون اینکه بجنگد وی را شکست داد. در واقع او می توانست قبل از اینکه استاد کن دو با شمشیر چوبیش ضربه ای وارد کند حرکات و مسیر شمشیر را تشخیص دهد. حرکت های استاد یوشیبا به گونه ای بود که استاد کن دو هر چه تلاش می کرد نمی توانست به او ضربه بزند! سر انجام استاد کن دو ی خسته، ناتوان به شکست خود اعتراف کرد.

بعد از این حادثه بود که آن اتفاق بی نظیر افتاد:
موریهی اوشیبا کمی پس از آن، هنگامی که خود را در چشمه ای می شست، ناگهان خود را در عالمی فرا مادی و زمانی دید و مانند یک الهام خود را از نظر روحی و جسمی در آرامش کامل یافت، و به روشنبینی و درک هستی و عالم وجودی نایل گشت.

پس از آن نام روشی را که بنا نهاده بود، از آیکی بو جوتسو به آیکی بودو تغییر داد. که بجای هنر یا روش نبرد، طریقت را معنا می دهد.
همانطور که فن آیکی بودو بهتر شناخته می شد استاد اوشیبا روز به روز معروفتر و تعداد افراد بیشتری جذب این هنر رزمی می شدند. از جمله دریاسالار ایسامو تاکشیتا که فرد معروف و با نفوذی بود. وی حامی پر قدرتی برای آیکیدو شد. تعدادی از افراد ارتش و تمرین کنندگان رشته های دیگر هنرهای رزمی که از استاد یوشیبا شنیده بودند برای مبارزه کردن با وی می آمدند. امّا همیشه برای یادگیری و آموختن این فنون آنجا ماندگار می شدند. هیچ کسی در هیچ زمینه ای از هنرهای رزمی نتوانست به وی غلبه کند یا چیزی بیش از او نشان دهد و هیچ حمله کنندۀ سریعی شکست خود را ایستاده بر روی زمین تمام نکرد.

در پاییز سال 1925 موریهی برای دیداری با دریاسالار به توکیو دعوت شد. او در اقامتگاه نخست وزیر سابق توکیو مستقر شد. در آنجا در حضور چند تن از افراد عالیرتبه، هنر رزمی خود را به نمایش گذاشت. که روی آنها تأثیر بسیاری داشت. همچنین 21 روز را برای آموزش هنر های رزمی در قصر ملکه صرف کرد. در بهار سال 1926 او به دعوت دریاسالار تاکشیتا مجدداً به توکیو رفت و در کاخ امپراطوری به افراد گارد محافظ امپراطور و نیز به گروه ارتش و کارکنان نیروی دریایی و مردم صاحب منصب دیگر هنر های رزمی را آموزش داد. وی در تابستان برای مدت کوتاهی به آیابه برگشت.

در فوریۀ سال 1927 مجدداً از طرف دریاسالار به توکیو دعوت شد و اینبار تصمیم گرفت به توکیو مهاجرت کرده و تمام انرژی خود را صرف گسترش و شناساندن هنر رزمی خود در توکیو کند. تا دو سال در توکیو در منزلی به طور موقت زندگی می کرد. سپس خانه ای نزدیک معبد سنگاکو خرید و دو اتاقش را به تمرین اختصاص داد.

در سال 1930 استاد اوشیبا یک ویلا در محله ای در توکیو خرید و شروع به ساختن یک محل تمرین (دوجو) جدید کرد. در اکتبر همان سال بود که با مؤسس جودو و رئیس کودوکان دکتر جیگارو کانو ملاقاتی داشت. این ملاقات در دوجوی اوشیبا صورت گرفت. کانو بسیار تحت تأثیر تکنیک های اوشیبا قرار گرفته بود و او را بسیار تشویق و ستایش کرد. " این بودوی ایدآل من است"، این جمله از زبان کانو در هنگام بازدید از دوجوی آیکی بودو گفته شده است و نمایانگر نظر وی در مورد آیکیدو ست. وی چنان علاقمند شد که تعدادی از شاگردانش را برای یادگیری این نوع جدید بودو فرستاد. دو تن از هنرجویان کانو، کنجی تومیکی و مینورو موچیزوکی بعدها دان هشت را از دست استاد اوشیبا دریافت کردند.

ملاقات جالب دیگری که در این سال روی داد، دیدار با ژنرال ارشد به نام ماکوتو میورا بود. این ملاقات در واقع برای اثبات توانایی های اوشیبا و بکار بردن آنها در آکادمی پلیس ارتش در مقابل افراد مسلح صورت گرفت. در زمان مبارزه استاد اوشیبا پوشیدن لباس محافظت کننده را نپذیرفت و حتی دستور داد چندین نفر از بهترین افراد همزمان و در یک لحظه به وی حمله کنند. این بسیار بیشتر از چیزی بود که ژنرال برای مبارزه با اوشیبا طراحی کرده بود. حتی لایق ترین و ماهر ترین مردان در گروه حمله کننده نیز نتوانستند به اوشیبا گزندی وارد کنند و همگی طی مبارزه ای نابرابر شکست خوردند! پس از آن بنا به درخواست ژنرال میورا، اوشیبا استاد دانشکدۀ ارتش شد.

در سال 1931 کلاس مرکزی آیکی بودو به نام کوبوکان ره اندازی شد و تا ده سال بعد دوران طلایی خود را تجربه کرد. کوبوکان به خاطر تمرینات آموزشی فوق العاده سخت به دوجوی جهنمی معروف شده بود. در طی این سالها استاد اوشیبا هنررزمی خود را کاملتر کرد. در سال 1939 برای انجام نمایش عمومی هنر رزمی خود به سرزمین منچوری دعوت شد. در آنجا او با قهرمان هنرهای رزمی و قهرمان اسبق کشتی ژاپنی سومو به نام تنریو مبارزه کرد . تنریو در این مبارزه مغلوب شد امّا به حدی تحت تأثیر استاد یوشیبا و هنر رزمیش قرار گرفت که به شاگردان استاد ملحق شد.
در 1942 استاد موریهی اوشیبا تصمیم گرفت سیستم موفق خود را آیکیدو بنامد. یعنی روش هماهنگی و عشق.

در زمان جنگ جهانی دوم هنرهای رزمی به نوعی تعطیل شد امّا باشگاه مرکزی از خطر نابودی جان به در برد امّا پناهگاه آوارگان بسیاری شد. بعد از جنگ مدتی هنرهای رزمی افول کرد و آیندۀ آیکیدو هم نامعلوم بود. اوشیبا برای ساختن محل تمرین جدید آیکیدو تلاش می کرد. در فوریه سال 1948 وزارت آموزش و پرورش با دادن یک اجازه نامۀ تجدید نظر شده، اجازۀ ساخت مکانی برای تمرین آیکیدو را صادر کرد. این دوجو به دوجوی اوشیبا و بعدها به مرکز جهانی آیکیدو (آی کی کای) تغییر نام داد.
پس از آن استاد اوشیبا در ایواما ماند و در آنجا دوجو و معبد خود راساخت و به کار تفکر و تمرین در آیکیدوی خود و هنرهای رزمی پرداخت. از سال 1950 به بعد استاد به اطراف ژاپن سفر کرد تا ضمن دعوت از علاقمندان برای ایشان سخنرانی کرده و فنون آیکیدو را به نمایش بگذارد. او در طی سخنرانی ها تأکید زیادی بر جنبۀ اخلاقی آیکیدو داشت.

در سال 1954 ادارۀ مرکزی آیکیدو به توکیو انتقال یافت. و محل مرکزی تمرین هومبو دوجوی آیکیدو نامیده شد. در سپتامبر 1956 باشگاه مرکزی آیکیدو اوّلین نمایش خود را روی یک پشت بام بلند در توکیو به اجرا گذاشت که پنج روز طول کشید و تأثیر عمیقی بر افراد عالی مقام خارجی گذاشت. همانطور که آگاهی مردم نسبت به آیکیدو بیشتر می شد، تعداد شاگردانی که از تمام دنیا می آمدند به طور ناگهانی افزایش می یافت.

در کشور ژاپن به تنهایی آیکیدو در سراسر کشور گسترده شده و به دانشگاه ها، مراکز دولتی و شرکت ها راه یافته بود. همانطور که استاد اوشیبا پیرتر می شد، کمتر در زمینۀ مدیریت فعالیت می کرد. پسرش کیشومارو را متصدی هومبو دوجو کرد، ولی به فعالیت ها و نمایش هایش ادامه می داد.

در ماه ژوئن 1960 برنامه ای به نام پادشاه آیکیدو یا استاد آیکیدو از شبکۀ NTV آمریکا پخش شد. در این برنامه تکنیک های اوشیبا را به صورت فیلم در آورده بودند.

در سال 1960 آیکیدو در جشنوارۀ هنری شینجوتوی توکیو به نمایش در آمد و اوشیبا که لقب گنجینۀ آیکیدو را به وی داده بودند بر حضار تأثیر بسیار عمیقی گذاشت. بعد از آن سال استاد اوشیبا و یوسابورو اونو استاد دان ده هنر کیودو (کمان کشی ژاپنی) از امپراطور هیروهیتو جایزۀ شیجوبوشو را دریافت کردند. تنها سه نفر از رزمی کاران قبلاً این جایزه را دریافت کرده بودند، که کیوزو میفونه (دان ده جودو) و کینوساکی اگاوا ( استاد کندو) از آن جمله اند.

در فوریه 1961 استاد یوشیبا به دعوت آیکیدوی هاوایی به آنجا رفت و با استقبال شاگردان و طرفداران پرشمار خود روبرو شد و در آنجا به اجرای نمایش و مراسم پرداخت. در 1962 فستیوال بسیار بزرگی به مناسبت شصتمین سالگرد فعالیت اوشیبا در هنرهای رزمی برگزار شد. در سال1964 وی جایزۀ مخصوصی را از امپراطور هیروهیتو دریافت کرد. در 1967 باشگاه مرکزی جدیدی در توکیو افتتاح شد و یکی از اتاقها به اوشیبا و تمرین وی اختصاص داده شد که اکنون اسناد و مدارک استاد در آن نگهداری می شود. در 1968 استاد اوشیبا آخرین نمایش عمومی آیکیدوی خود را به خاطر تکمیل ساختمان دوجوی جدیدی به اجرا در آورد. استاد بزرگ موریهی اوشیبا، صبح 25 آوریل 1969 از خواب برخاست. خود را در چشمه ای شست و به دعا و نیایش پرداخت. سپس به باشگاه و دوجوی معروف خود که در کنار خانه اش بنا کرده بود رفت. در این دوجو او عجیب ترین نمایشها را اجرا کرده بود. در آنجا در مورد فلسفۀ آیکیدو برای شاگردان توضیح داد. سپس به اجرای فنون آیکیدو پرداخت و با حمله کننده هایی با چاقو و چوب تا هفت نفر با هم مبارزه کرد و همگی را با اشارۀ دستی به گوشه ای پرتاب نمود. سپس بار دیگر در مورد آیکیدی برای شاگردان صحبت کرد.

فردای آنروز 26 آوریل 1969 ساعت پنج بعد از ظهر استاد موریهی یوشیبا در نهایت آرامش چشم از جهان فرو بست و بدین ترتیب جهان یکی از بزرگترین استادان و متفکران خود را از دست داد.


منبع:babakafrasiabi.com

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد