X
تبلیغات
نماشا
رایتل
1391,03,04

گیچن فوناکوشی و شروع کاراته دو مدرن


تعداد کمی از هنرهای رزمی کاران با سابقه می توانند بر سر این موضوع بحث کنند که تنها یک کاراته کا در دنیا شناخته شده است که همان گیچن فوناکوشی است. وقتی وی دهم نوامبر سال ۱۸۶۸ به دنیا آمد، شاید فراتر از امیدها و آرزوها تصور می شد، بیمار کوچکی اندامی که والدینش بسیار نگران وی بودند ولی بعدها به مرد شماره یک کاراته تبدیل شد که میلیون ها نفر وی را به خوبی می شناسند.

بر این باور بودند که توجه خاصی برای سلامتی وی لازم است، گیچن جوان به پدربزرگ مادری خود سپرده شد تا تحت مراقبت قرار گیرد. این اقدام یک زنجیره وقایع را برای وی پیش آورد که به طور مستقیم و غیرمستقیم متأثر از او بودند را سبب شد.

وی در زمان زندگی با پدر و مادربزرگش، شروع به درس خواندن در مدرسه ابتدائی کرد و دوست پسر افسانه آنکو آزاتا Anko Azato شد.

آزاتو یک معلم کاراته بود و فوناکوشی در زندگی نامه خود به (کاراته ـ دو راه زندگی من (karate do my way Of Life) نام وی را آورده است، در آن زمان وی تنها شاگرد آزاتو بود.

البته شاید به دلیل رابطه صمیمانه دوستانه بین آزاتو Azato و آنکو شیشو Anko Shisho (در ژاپن به نام یاسوتسون ایتوسو Yasutsune Itosu، ولی به شکل معمولی آنکو ایتسو نامیده می شد) که فوناکوشی با ایتوسو ملاقات کرد و به عنوان شاگرد وی انتخاب شد. ایتوسو در نوع خود یک افسانه بود و ازن ظر خیلی از مردم به عنوان پدر کاراته دو مدرن شناخته شده است، و این کار به خاطر این بود که برای اولین بار به شکل سازماندهی شده کاراته را با هدف و نیت تدریس به شکل گسترده انجام داد.


● یک انتخاب Making Choice

تا سال ۱۸۸۸ فوناکوشی تصمیم به مطالعه کاراته در مسیر زندگی خود گرفته بود، در این سال بود که وی تدریس را شروع کرد. این حرفه به وی امکان داد تا با دو مدرس خود روابط نزدیک پیدا کند و حداقل درآمدی را برای خانواده خود داشته باشد.

فوناکوشی سن سی به شکل عمیقی با مدرسان خود رابطه نزدیکی داشت، علی رغم این نزدیکی، وی هم چنین از هیگائونا Higaonna از Naha، استاد نیگاکی Nigaki، کیونا پیچین Kiyona Peichin (بهترین شاگرد سوکون ماتسو مورا) و گاهی از خود ماتسو مورا که مدرس ایتوسو بود دستور می گرفت.

در همان قرن ایتوسو یک نمایشی را با هدف سود برای شنتارو اوگاوا Shintaro Ogawa ترتیب داد، وی به عنوان کمیسر مدارس قضاوت هائی را در سراسر اُکیناوا داشت. اُگاوا به شکل مناسبی متأثر از این کار شد و با خوشحالی به وزیر آموزش و پرورش نامه ای نوشت و مجوز آموزش دانش آموزان در مدارس را اخذ کرد.

در آگوست ۱۹۰۵ چومو هاناشیرو Chomi Hanashiro (هم چین یک اصل از ایتوسو و کسی که با ایتوسو در سیستم مدرسه همکاری کرد) کتاب خود را به چاپ رساند ”کاراته شوشو هن“ ”Karate Shosho Hen“ که اولین سوابق ثبت شده از نمونه کارهای صورت گرفته حرکات کاراته است و ”دست خالی“ نامیده شد. تا این زمان حرکات کاراته به شکل ”دست چینی“ خوانده می شد (کارا در کاراته، هم چنین تلفظ برای یک حرکت متفاوت به معنای ”چینی“ و ”ته“ به معنای دست است).

بنابراین چرخ های تغییر در تصویر ظاهر گشت. در اکتبر ۱۹۰۸ ایتوسو کتاب خود را با عنوان ”تود جوکان“ ”Tode Jukun“ یا ده فرمان نوشت. (تو در تود دارای تلفظ دیگری با همان ویژگی به معنای ”چینی“ و ”ده“ به معنای دیگری از تلفظ برای ”ته“ یا ”دست“ است، بنابراین توجه بیشتر از وزیر آموزش و پرورش و وزیر جنگ بود.

شاید در پاسخ به این وقایع بود که در سال ۱۹۱۲ ناوگان امپراطوری تحت فرمان دریادار دوا در بندر ناکوگاشیکو Nakugushiku لنگر انداخت. با نمایش انجام شده شگفت زده شدند و یک دسته از افسران برای یک هفته جهت یادگیری هنر رزمی در مدرسه دای چی ماندند. این امر موجب غرور فوناکوشی شد که مدرسه ابتدائی وی حالا محل بازدید ملوانان شده است.

البته موضوع جالب تر در این کتاب آن است که (افسانه های استادان بزرگ اُکیناوا) شوشین ناگامین Shoshin Nagamine اشاره می کند، زمانی که وی شاگرد کلاس سوم بود (۱۹۱۶) فوناکوشی سن سی به عنوان مدرس مسئول آموزشی نای هانچی کاتا Naihanchi Kata و آموزش های پینان Pinan در سایر سطوح کلاس سومی ها بود. به نظر می رسد این کار جلب توجه برخی از تاریخ دانان کاراته را داشته باشد که فوناکوشی پینان کاتا را از کنوا مابونی Kenwa Mabuni در سال ۱۹۱۹ یا ۱۹۲۰ آموزش دیده بود (بنیانگذار کاراته شیتوریو که از ایتوسو یاد گرفته بود).

● گرفتن مشعل Picking up the torch

ایتوسو مشعل کاراته دو مدرن را برای دیگران روشن نگه داشت و چرخ های بروکراسی به شکل آرامی می چرخید. آنکو ایتوسو در ۲۶ ژانویه سال ۱۹۱۵ از دینا رفت.

سن سی فوناکوشی بدون شک یک فرصت برای بلند کردن مشعل و رساندن آن به سرزمین اصلی (ژاپن) خود بود زمانی که در سال ۱۹۱۷ توسط دای نیپون بوتوکوکاکی Dai Nippon Butokukai به کیوتو دعوت شد (بزرگ ترین انجمن فضیلت های ژاپنی) تا در فستیوال هنرهای رزمی شرکت نماید. این یک دعوت عالی بود چراکه دعوت از سوی بالاترین مقام انجمن هنرهای رزمی در ژاپن به حساب می آمد. این سازمان در سال ۱۸۹۵ برای پیشرفت و بازنگری در هنرهای رزمی مدرن و کلاسیک بنیان گذاری شد.

فونوکوشی یک گروه کوچک از دانش آموزان را گرد هم آورد و شینکو ماتایوشی Shinko Matayoshi را به نمایش گذاشت (اسلحه های اکیناوان). در ششم مارچ سال ۱۹۲۱ ملکه هیروهیتو Hirohito در مسیر رفتن به اروپا در بندر ناکاگوشیکو توقف کرد و حرکات کاراته را در یک محل بزرگ قلعه شوری مورد بررسی قرار دادند. افراد ورزشکار هدبندهای سفید بسته بودند، تی شرت های سفید و سنتی با شلوارهای سنتی پوشیده بودند و یک ژاکت سفید بعد از این که یونیفرم جودو استاندارد شد به آن اضافه شد.

این حرکات توسط گیچن فونوکوشی سازماندهی شد که شامل هنرمندان رزمی معروفی چون چوجون میاجی (Chojun Miyagi بنیان گذار کاراته گوجو) و شینکو ماتسویوشی Shinko Matayoshi کارشناس اسلحه های اکیناوان کسی که حرکات خود را با فونوکوشی در کیوتو اجرا کرده بود) به چشم می خورد. پس از آن که آنها همه را شگفت زده کردند، چرخ های دولت به سرعت چرخید و تا بهار سال ۱۹۲۲ فوناکوشی (پنجاه و سه ساله) یک سخنرانی را در مدارس زنان واقع در بهست behest از مونبوشو Monbosho (وزیر آموزش و پرورش) داشت. سال های آموزش وی به خوبی سپری شد. وی به شکل زیادی مطالب فراوانی را در مورد جزئیات کاتا و کاربرد آن تهیه و سازماندهی کرد.

توضیحات وی که این مهارت هنرهای اکیناوان را به شکل یک حالت تصحیح شده بود و ژاپنی نشان داد و قادر بود که از آن به عنوان ابزاری برای آموزش در سطوح گسترده استفاده شود، با چشم جیگور کانو Jigoro Kano بررسی شد (بنیان گذار تأثیرگذار جودو).

فوراً در دنباله توضیحات فونوکشی به شکل نظریه شد و از دوجو کانو کودکان به شکل یک حرکت انجام شد. سپس سال بعد کانو چوکی موتوبو Chokki Motobo را در اکیناوا در طی ملاقاتش در جزیره در سال ۱۹۲۷ ملاقات کرد (یکی از جلو برنده های کاراته)

مورد قضاوت گرفتن از موارد موتوبو، این احساس را به وجود آورد که کاراته جوتسو موتسوبو Motsobu&#۰۳۹;s Karate Jutsu را در نظر گرفت که شاید یک مقدار با هدف مرگ آوری آن بود.

کانو، باید به خاطر داشته باشیم که به شکل خوبی نظم در این تکنیک های مرگ آور از چندین روش جوجوتسو به وجود آمده است و کاستی در این روش ها به عنوان نتیجه حاصل شد.

پس از آن تحلیل وی و اصلاحات تکنیک ها در این چندین سیستم روی داد که وی آن را برای خلق شکل جدید جودو استفاده کرد و او آن را شکل یک راه انسانی و اثربخش و رزمی که می توانست برای همگان سودآور باشد، درنظر می گرفت.

قبل از یکصد بازدیدکننده در کودوکان، گیچن فونوکوشی کاتا دلخواه خود را کوسانکو دای Kusanku Day را اجرا کرد (بعدها در ژاپن به کانکو تغییر نام داد) در زمانی که دستیارش ماکاتو Makoto کاتای نای هانچی Naihanchi را اجرا کرد. گیما در اکیناوا با کنتسو یابو آموزش دیده بود (یک شاگرد ایتوسو و معلم کارشناس معروف کاراته شیگرو ناکومورا Shigeru Nakamura کسی که کمپو Kempo اکیناوا را قبل از آمدن به توکیو و کار کردن به عنوان یک دستیار بنا نهاد.

کانو به زودی از فونوکوشی خواست تا یک شاخه از کاراته را با نام کودوکان ترتیب دهد ولی اعتبار وی پیش فوناکوشی کمتر شد، شاید ترس از دست دادن کنترل خلاقانه در طی توسعه آینده این هنر بود. (جالب است که بدانید کاراته ابتدا توسط بوتو کوکالی یکی از شاخه های بخش جودو شناخته شد)

آرام ولی با اطمینان کلام گسترش یافت و فوناکوشی شروع به پیدا کردن شاگردان کرد، تغییرات مورد نیاز را دریابند تا اگر کاراته مورد قبول کشور قرار گرفت، در یک دوره تاریخ ژاپن وی شروع به گسترش آن در ژاپن کرد وی شروع به گسترش آن در ژاپن کرد که حرکات برای دست خالی (به معنای کاراته) قبلاً اشاره شد توسط چوموهاناشیرو به دلیل فاصله ای بود که از تأثیرات فرهنگ چینی آن بود.

وی سپس شروع به تغییر دادن اسامی کاتا شد چراکه احساس می کرد این کار برای مردم ژاپن خوشایندتر است.

با گذشت زمان بر تعداد هنرجویان افزوده شد.

برشمردن چنین کاراته کا اوکیناوائی باهوش با عنوان تسویوشی چیتوس Tsuyoshi Chitose بود (کسی که در مدرسه پزشکی توکیو درس خوانده بود)، فونوکوشی کسی را داشت که به وی آموزش دهد. در ۱۲ آوریل سال ۱۹۲۴، گیچن فوناکوشی اولین دان هنر رزمی کاراته را به دلیل همکاری اش در گیما دریافت کرد.

این حرکت مهم بود و به شکل یک آگاهی برای استانداردهای دای نیپون بوتو کوکای Dai Nippon Butokukai بود که پیشرفت تطبیق رتبه های معمول را داشت، دارای کمربند و لباس هائی برای هنرهای رزمی در ژاپن بود، عناصری که به شکل گذشته در اوکیناوا تمرین نمی شد.

توکودا آنبون Tokuda Anbun پسرخاله گیما تقریباً یک کاراته با استعداد در اکیناوا بود که به همراه اوتسوکا Otsuka، کاسویا Kasuya، آکیبا Akiba، شیمی زو Shimiz و هیروس Hirose به خوبی ثابت کردند که در گسترش کاراته فوناکوشی نقش ارزنده ای ایفا نموده اند.

اگرچه تا سال ۱۹۳۴ اوتسوکا با استعداد در مسیر خود (شکل دادن به سبک وادو ریو که به شکل رسمی در ۱۹۳۹ شناخته شد)

عدم تصدی وی موقتاً توسط تاکه داشی شمودا Takeshi Shimoda پر شد.

با استعدادترین شاگرد فونوکوشی بود (یک واقعیت مربوط به شیگوری اگامی، بهترین شاگرد از فوناکوشی)، ولی در طی دوره سفر و نمایش، وی بیمار شد و ناگهانی با مرگش آن چه که قرار بود در آینده گسترش یابد به پایان رسید.

● ورود واکا سن سی Enter Waka Sensei

پسر سوم استاد، گیگو یک متخصص اشعه X در دانشگاه امپریال توکیو بود و وزیر آموزش، وی خودش کاراته را از کودکی فرا گرفته بود. وی یک جایگزین کامل برای شیمودا بود. یک کاراته کا قدرتمند و تکنیکی و با استعداد، او یک نوآور در کار خود بود. ترکیب نیروی جوانی وی با عشق در هنر رزمی سبب شد که نقش مدل را برای بسیاری از شاگردان جوان در شوتوکان داشته باشد و این بدون شک یک بخش کامل را در تغییرات بازی کرد که از تکنیک وی در رقابت حاصل شده بود.

مطابق نظر اگامی اصلی نوزده کاتا شوتوکان برای مطالعه شخصی شد، سه کاتا تایکوکو به خوبی ۱۰ اصلی کاتا (اوموته و اورا) توسط گیگو به وجود آمد.

در نوامبر سال ۱۹۴۵ وی تسلیم بیماری سل شد و از دنیا رفت. مرگ او شکست روحی برای سن سی فوناکوشی بود.

● پایان جنگ The war Ends

با پایان یافتن جنگ، خرابی همه جا را گرفته بود و خانه فوناکوشی آسیب سنگینی دیده بود. توسط ارتش اشغال گر تمرین هنرهای رزمی ممنوع شد. (اگرچه برخی گروه ها به شکل خصوصی تمرین می کردند).

فوناکوشی با همسرش به جنوب ژاپن (کیوشو) رفت.

سال ۱۹۴۸ که مانعی بر سر راه هنرهای رزمی ایجاد شده بود و دو تن از شاگردان قبلی فوناکوشی به نام های ماسا توشی ناکایاما Masatoshi Nakayama و ایسائوو اوباتا Isao Obata یک سازمان جدید را بنا نهادند که انجمن کاراته ژاپن نامیده می شد.

کاراته دوباره ترویج یافت و خیلی زود دستورالعمل آن توسط خود نیروهای مسلح اشغالگر که در گذشته مانع آن محسوب می شوند، پخش شد.

از مدرسان درخواست داشتند تا به خانه خود بازگردند. لکن این امر امکان پذیر نبود چراکه ناامیدی وجود داشت، اگرچه در مسیر رشد کاراته، فوناکوشی شاگردان خود را غیرعادی می دید و آنها را به شکل رقیب یکدیگر تربیت کرده بود. شاید روند این تغییر بود که ما مقدمه جلد دوم (مورخه ۱۳ اکتبر ۱۹۵۶) را در سال ۱۹۷۳ در کتاب فونوکوشی مجدداً چاپ کردیم، کاراته دو کیوهان Karate do Kyohan که گفته بود:

”به عنوان پیامد اختلال اجتماعی که از جنگ جهانی دوم برجای ماند، جهان کاراته محو شد، همان طور که خیلی چیزها از بین رفت. جدای از روی گرداندن از سطح تکنیک در طول این مدت، نمی توانم منکر آن شوم که لحظاتی بود که من به شکل دردناکی از وضعیت روحی غیرقابل تشخیص موجود در کاراته رنج می بردم و به شکل گسترده در این زمان بود، من ابتدا کاراته را معرفی کردم و سپس شروع به تدریس آن کردم.

اگرچه یک موضوع باقی است که چنین تغییراتی تنها نتیجه طبیعی گسترش کاراته دو است، مشخص نیست که چه کسی باید این نتیجه را بنگرد و به خاطر از دست دادن آن خوشحالی نماید.“

سرانجا سن سی گیجن فوناکوشی در آوریل سال ۱۹۵۷ چشم از جهان بست.


نویسنده: تام روس
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد