X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
1391,08,19

تعادل انسان و کاربرد آن در رشته های رزمی

تعادل انسان و کاربرد آن در رشته های رزمی

آنچه که مدتهاست سعی می کنند برتری و تکامل انسان را بر آن بنا نهند، در واقع دقیقاً همان نقاط ضعف و عدم تکامل اوست. متاسفانه همواره نیز سعی گردیده است تا با تخریب و سخیف خواندن نظرات دانشمندانی که با دلایل علمی بویژه در علوم پایه و علوم پزشکی تلاش داشته اند این نقاط ضعف بسیار فاحش را به ما بنمایانند، انسانها را از شناخت واقعیات خود دور سازند.

در زمینه رشته های ورزشی بویژه رشته های رزمی آنچه دانستن این نکات را مهمتر میسازد، لزوم داشتن دانش از این محدودیتها در سه جنبه مهم از این رشته ها است:

ایجاد روحیه پذیرش این ضعفهای فاحش در وجود تکامل نیافته انسان و سعی در کنار آمدن با آنها (زیرا رفع آنها مستلزم میلیونها سال تکامل است و در مقیاسهای زندگی یک انسان و حتی یک نسل فابل ترمیم نیست).

نحوه هماهنگی میان تواناییهای قابل استفاده جهت کاهش اثرات این ضعفها

استفاده از این ضعفها برای غلبه در مبارزات ( البته از نظر اینجانب مبارزه در رشته های رزمی در واقع مبارزه با یک یا چند فرد نیست بلکه مبارزه در جهت رهایی از هرگونه تعصب در اندیشیدن است).

در این مبحث به بررسی بیو مکانیک تعادل و اصول حفظ و تخریب تعادل در انسان پرداخته و با مقایسه آن با موجودات دیگر (جانوران و بویژه پستانداران) علل ضعف و عدم تکامل او را بررسی می نماییم.

قبل از هر چیز باید دو نکته بسیار مهم را متذکر شویم :

الف): تکامل انسان از میمون با توجه به تحقیقات علمی اخیر به دلایل متعدد بویژه مقایسه ترکیبات فیزیولوژی بدن آنها دیگر قابلیت استناد ندارد. بنابر این انسان از لحاظ زیست شناسی تکامل یافته تر از میمون (یا هر موجود دیگر) نیست.

ب): "پیچیدگی" و "تکامل" دو مفهوم مجزا هستند که وجود یکی دلیل وجود دیگری نیست. ولی متاسفنه برخی سعی می نمایند برای انحراف اذهان انسانها، این دو مفهوم را مرتبط و حتی پیچیدگی را معادل تکامل بیان کنند. برای روشن شدن این موضوع و دفع ترفند آنها از مثالی بسیار ساده استفاده مینماییم:

در صورتیکه تعدد قطعات و پیچیدگی مدارات الکترونیکی یک دستگاه تلویزیون قدیمی (مدارات آنالوگ) را با تلویزیونهای جدید (مدارات دیجیتال) مقایسه نمایید به سادگی متوجه کمتر شدن تعداد قطعات و ساده تر شدن مدارات امروزی خواهید شد اما این کم شدن پیچیدگی نشان دهنده پس رفت و عدم تکامل نیست بلکه حتی قابلیتهای بسیار متنوعی را به همراه داشته است که ما را به سوی استفاده ازتکنولوژی جدید متمایل نموده است. یکی از عوامل مهم در این تکامل عامل زمان است زیرا برای تکامل تدریجی، گذشت زمان مهمترین لازمه است.

مثال دیگر در مورد سیستمهای پیشرفته آموزشی است که همواره به دنبال آنند تا دبیران و اساتید این توانایی را دارا باشند تا مفاهیم پیچیده را ساده سازی نموده و برای همگان قابل درک نمایند. در کشورهای پیشرفته از این توانایی بعنوان شرط اول پذیرش اساتید یاد می شود و سادگی در بیان را نیز هیچگاه معادل عدم تکامل دانش او محسوب نمی نمایند.

انسان بدلیل حرکت کردن بصورت ایستاده متحمل زیانهای بسیاری شده است :

مغز او در قسمتهایی مانند مخچه، بخشهای مربوط به بینایی و هماهنگ کننده های سیستم بینایی با سیستم تعادل و بخشهای مربوط به شنوایی و حافظه حرکتی، بزرگتر شده است.

اندازه نسبی گوش داخلی انسان بویژه قسمت حلزونی که مسوول تعادل است بسیار بزرگتر از دیگر پستانداران است که بدلیل قرار گرفتن در قسمت داخلی سر، خود بر اندازه سر انسان افزوده شده است.

برای حفظ این بخشهای حساس که در ارتفاع قرار گرفته نیاز به پوشش ضخیم استخوانی (استخوانهای پوششی سر) است که باعث حجیم بودن سر انسان گردیده است . بطوریکه ملاحظه می کنید اندازه سر انسان بواسطه افزایش هوش و ادراک او در اثر تکامل نیست بلکه نتیجه حجیم بودن بخشهایی است که بیشتر به کار تعادل در ایستان و حرکت مربوط است.

از لحاظ بیو مکانیک انسان دارای چند سطح تعادل و یک محور مرکزی است. این سطوح، سطوحی افقی و فرضی می باشند که هنگامی که انسان در حالت ایستاده قرار دارد به ترتیب از :

ناحیه چشمها و شقیقه – ناحیه شانه و انتهای گردن – بخش آرنجها و کف قفسه سینه – بخش مچ دستها و باسن (هیپ) – ناحیه زانوها – ناحیه مچهای پا عبور می کنند. این سطوح تعادل در هنگام حرکت و تعادل کاملاً با یکدیگر در ارتباطند.

برای ایجاد یک حرکت روان و در عین حال حفظ تعادل در انسان، تغییر در سطوح و محور مزکور لازم است ولی تغییر موقعیت سطوح مزبور نسبت به یکدیگر دارای محدودیتهای فراوانی است.

حتماً برای اکثر انسانها تجربه شده است که سعی در تغییر موقعیت سر، حداکثر تا ناحیه شانه ها بدون برهم خوردن تعادل امکان پذیر است اما در صورتیکه سر را بیش از آن محدوده به سویی خم کنیم ناچار برای حفظ تعادل باید سطوح دیگر تعادل را تغییر موضع دهیم یعنی شانه ها را کج کرده یا دستها را بالا یا پایین ببریم و یا باسن را تغییر مکان دهیم.

پس ملاحظه می فرمایید که این پیچیدگی سیستم مغز و تعادل با وجود حجم بالا چندان هم کامل، سریع و کارآمد نیست.

در رشته های رزمی مبتنی بر علم، نحوه استفاده از سطوح تعادل، محور مرکزی و ارتباط تعادلی میان انها به درستی استفاده می گردد. در علم بیو مکانیکی اثبات گردیده است که برهم زدن دو سطح از این سطوح بطور همزمان باعث سقوط فرد می گردد به همین دلیل در علم حرکات در رشته های رزمی: نینجوتسو (علم تای جوتسو )، "کوبودو" و "وینگ چون" در استقرارها (kama) با خم نمودن زانوها و چرخش کف پاها به سمت داخل و ایجاد اشکال مثلث گونه، با تغییر موقعیت گرانیگاه و نزدیک نمودن سطوح تعادل به یکدیگر از این اصول بهره می برند. یا در رشته های: آیکیدو، جوجیتسو،کوبودو، جودو و نینجوتسو از برهم زدن ارتباط طبیعی این سطوح و تغییر در محور مرکزی جهت پرتاب حریف (waza) استفاده می شود.

در جانوران بویژه پستانداران این سطوح تعادل به دو یا سه عدد کاهش می یابد زیرا آنان بصورت چهار پا حرکت می کنند و نتیجتاً همان سطح فرضی که از چشمها و شقیقه می گذرد از ناحیه شانه ها و باسن نیز عبور می کند. سطوح بعدی نیز شامل سطح عبوری از بخشهای آرنج و زانو و سر انجام سطح عبوری از مچ ها است (البته وجود مچ در این جانوران از لحاظ جانور شناسی بصورت جداگانه قابل تفکیک نیست) .

در زمان شکار و دویدن سریع همانگونه که در گربه سانان بوضوح ملاحظه می شود با پایین رفتن بدن و نزدیک شدن بخشهای آرنج و زانو در این حیوانات، سطح اول و دوم بر هم منطبق شده و تنها دو سطح تعادل بوجود می آید که برتری بسیار بزرگ آنان را بر انسان در حرکت و تعادل نمایان می کند.

از سوی دیگر انسان بدلیل لزوم تحمل وزن بر روی پاها و تمرکز سیستم حرکتی بر روی آنها ناچار به داشتن استخوانها و عضلات حجیمتر در این ناحیه شده است که خود بر سنگینتر شدن و مشکلتر شدن جابجایی بدن منتهی شده است.

همچنین نقطه گرانیگاه بدن که بر محور مرکزی او قرار دارد، در حالت ایستاده در وضعیت بسیار نامتعادل قرار می گیرد، عدم تعادل را سریعتر و حفظ آنرا مشکلتر می کند. بهمین دلیل است که در دوهای سریع بالاتنه به سمت جلو متمایل می گردد. در حالیکه در حیواناتی که روی چهار پا حرکت می کنند گرانیگاه در بین دستها و پاها و عمود بر محور مرکزی بدن واقع شده و بدن آنان بسیار متعادل است.

از همه مهمتر مقایسه عنصر چابکی است. در انسان بواسطه تمرکز حرکتی بر روی دو پا، در هر سیکل حرکتی دو ضربه به زمین (جهت استفاده از نیروی عکس العمل آن برای جابجایی و حرکت) وارد می گردد و در مرحله بین دو ضربه نیز تنها یک پا بر روی زمین قرار می گیرد که این خود تعادل را بسیار کاهش می دهد(still point). از مرحله حرکتیِ still point در رشته آیکیدو بسیار مورد استفاده قرار می گیرد بویژه آنکه در تغییر جهت های ناگهانی بکار رفته در تکنیکهای آیکیدو مانند تکنیک "شیهو ناگه" مراحل بی تعادلی بیشتری بوجود می آید.

در حیوانات با حرکت بر روی چهارپا، در هر سیکل کامل حرکتی جهار ضربه وارد می کنند و در مرحله میانی حرکت نیز سه نقطه اتکا بر روی زمین وجود دارد. همانگونه که در مکانیک بحث می گردد موتورهای چهار زمانه بدلیل وجود چهار ضربه به میل لنگ در هر سیکل دارای سرعت بیشتری نسبت به موتورهای دو زمانه هستند و این همان نتیجه علمی است که برتری چابکی در حیوانات با حرکت بر چهار پا را بر انسان بیان می دارد.


محقق: علیرضا کمالی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد