X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
1390,07,10

افول بودو شروع شد!

http://s2.picofile.com/file/7569639351/96b2d3ee82cfa0a3836f3288a40afc3c_2_.jpg


در پایان یک گزارش تلویزیونی که به تازگی پخش شد و در مورد ساخت تیغه های کاتانا بود، چند استاد بزرگ ژاپن اظهار داشتند که افول بودو در ژاپن به زودی شروع می شود. هنگامی که صحبت از آینده و بودو شد، چهار استاد بزرگ ژاپنی (که مسن بودند) با اندوه اظهار داشتند که: ”افول بودو در ژاپن شروع شده است زیرا هنرهای جنگی قدیمی ما آن قدر سرگرم کننده نیستند که توجه جوانان ما را جلب کنند.“

نفر دوم می گوید ”جوانان امروز، دیگر علاقه ای به تلاش جسمانی ندارند و پژوهش معنوی و روحانی آنها را جلب نمی کند.“ نفر بعدی عقیده داشت که ”افول بودوی ژاپنی از آن جا معلوم می شود که قهرمانان جودو و کاراته اغلب خارجی هستند تا ژاپنی.“ به نظر من مسن ترین آنها ”ممکن است در اثر گسترش هنرهای رزمی در خارج، بودوها بتوانند به حیات خود ادامه دهند، اما خارجی ها آنها را بیشتر به عنوان ورزش تلقی می کنند تا به عنوان بازمانده هنرهای جنگی ژاپنی. روحیه شوالیه گری این هنرهای جنگی از بین رفته است.“

● یک بافت اجتماعی نامناسب برای بودو

من که هرگز تصور نمی کردم ممکن است بودو در ژاپن رو به افول برود به دوستانم در کشور آفتاب تابان تلفن زدم و آنها تأئید کردند که همه بودوها در آن جا در حال افول هستند.

کندو و جودو بیش از همه در معرض این مشکل بودند. هم چنین تمام سبک های کاراته به استثناء کیوکوشین کای در حال افول بودند. این استثنا به دلیل علاقه مردم به ”کاکوتو ـ گی“ بود که اول وقت از اکثر کانال های تلویزیونی ژاپن پخش می شود. ”کاکاتو ـ گی“ها که تحت نام های مختلف از آنها یاد می شود مبارزاتی کم و بیش بدون قواعد هستند اما در همه آنها ضربات واقعی هستند.

چیزی که استادان بزرگ نمی توانستند در گزارش بگویند این است که ژاپن به مدت ده سال است که دچار بحران عظیم اقتصادی است. این کشور در بحبوحه دورانی قرار دارد که تعداد کارمندان در حال کاهش است. بیکاری افزایش می یابد. هرکسی مجبور است به ”بازده بهتر“ در مدرسه و در کار فکر کند، تا به بودو یا بودو ورزش (اوندو ـ بودو).

با ۳۰۰ تا ۴۰۰ ساعت کار در ماه و اغلب ۲ تا ۳ ساعت جابه جائی در روز، برای آنها فقط ۴ یا ۵ ساعت برای خواب، وقت باقی می ماند. بنابراین آنها دیگر وقت و انرژی ندارند که به کار دیگری غیر از امرار معاش خود توجه نشان دهند. چیزی که استادان بزرگ ژاپنی نمی دانستند این است که خارج هم آن طور که آنها امیدوارند، نمی تواند این بار را به دوش بگیرد. ما هم حتی در بودو ورزش برخی نشانه های نگران کننده را می بینیم.

اما فدراسیون ها جودو و کاراته فرانسه واکنش نشان می دهند. برخلاف آن چه در ژاپن اتفاق می افتد، تعداد جوانان در فرانسه به طور قابل ملاحظه ای روبه افزایش است. از نظر آنان، این ها ورزش های رقابتی جذابی هستند و ”بیش از یک ورزش“ هستند. در حالی که در ژاپن علاقه نشان دادن به ”هنرهای رزمی مربوط به گذشته افتخارآمیز سامورائی ها“ به عنوان واپس گرائی تلقی می شود، در این جا جوانان سامورائی ها را تحسین می کنند.

● عکس العمل فدراسیون های فرانسوی

مع ذلک در تعداد لیسانس ها و توزیع آنها بین رشته های مختلف، بحران وجود دارد. بنابراین فدراسیون جودو و رشته های مربوطه فرانسه (F.F.J.D.A)، سومین فدراسیون ورزشی فرانسه با ۵۵۰۰۰۰ لیسانسیه و ۱۳۶۰۰۰ کمربند مشکی، فدراسیونی است که در بین فدراسیون های ورزشی فرانسه بیش از همه مدرک و نشان اعطا کرده است، اما نتایج ”نگران کننده“ (طبق نظر مدیر کنونی، جان لوک روژه) جودو فرانسه در بازی های المپیک می تواند این زحمات را بر باد دهد!

نباید موضوع را بزرگ کرد. F.F.J.D.A اولین فدراسیون ورزشی نیست که یک ”دوران رکود“ را تجربه می کند. با این حال، ... تعداد لیسانسیه ها در هر ورزش به منزله نبض آن ورزش است. و هنگامی که تعداد لیسانسیه ها کاهش می یابد، جا دارد که نگران شویم.

من اخیراً متوجه شدم که یک ”کمیسیون بازتاب“ F.F.J.D.A تشکیل شده است تا دلایل کاهش لیسانس های جودو را بررسی کند. آیا مقطعی است؟ آیا ادامه دار است؟ هیچ کس نمی داند، اما کمیسیون بازتاب... در این مورد ”می اندیشد“. ایا باید جودو را ورزشی تر و نمایشی تر کرد یا باید به ”جودو سنتی“ برگردیم؟ سئوال این است. احتمالاً گزینه جودو ورزشی را انتخاب خواهیم کرد زیرا تنها راه برای جلب جوانان است. به من خبر رسیده که در فدراسیون کاراته و مشابه همین اتفاق جریان دارد!

بنابراین من به دیدن مدیر F.F.K.A.M.A، فرانسیس دیدیه رفتم تا با او مذاکره کنم. او در گذشته در دوجو من بود و یک قهرمان کاراته در مقام بسیار بالاست. در طی ۳۰ سال او تغییر فیزیکی چندانی نکرده بود و من با یک مرد عالی رتبه، موقر، باهوش و فعال مواجه شدم که با استناد به ارقام به من ثابت کرد که کاراته در حال پیشرفت است. تعداد جوانان لیسانسیه افزایش می یابد و آنان شور و اشتیاق زیادی نشان می دهند و دارای تکنیک بسیار بالائی هستند. درست است که برعکس آنها، بزرگسالان تنها یک سوم تعداد لیسانسیه ها را تشکیل می دهند.

● جوانان در مسیر درست

در حالی که کاراته کارهای جوان بیش از پیش ورزشکار هستند، کاراته کارهای بزرگسال همه انواع ورزش را رها کرده اند. آنها کیکوگی خود را در حدود ۳۰ ـ ۲۵ سالگی به دست می آورند... زمانی که سرزندگی و نشاط جوانی روبه افول می گذارد. و این چیزی است که مرا متأسف می کند. من وقایع نگاری هایم را معمولاً برای آنها می نویسم اما جوانان بیشتر استقبال می کنند، زیرا بزرگ ترها این شجاعت را ندارند که ”یقین های“ خود را زیر سئوال ببرند.

جوانان واقع بین تر به نظر می رسند. حتی اگر آنان در دیگ ”بودو ـ ورزشی مسابقات قهرمانی“ افتاده باشند، حق دارند به چیزی که ”بالاتر“ است، به هنر رزمی حقیقی، به مبارزه واقعی حیاتی، بدون قواعد (که به آن ”کاکوتو بوجوتسو“ می گویند) علاقمند شوند. با علاقمند شدن به این مسئله از سنین نوجوانی، آنها نسبت به سایر بودوکارهای ورزشی ”بالاتر“ خواهند بود. در وقایع نگاری هایم من همواره گفته ام که تأسف برانگیز است که یک بودوکا درست در لحظه ای که با پشت سر گذاشتن مرزهای بودوی مردمی می تواند کارائی شگفت انگیزی داشته باشد، صحنه را ترک کند. به این دلیل که نشاط جوانی کاهش می یابد یا در راندوری ها یا جیو گومیته هائی که ”به قوانین مسابقه احترام می گذارند“ احساس می کنیم دیگران از ما جلو افتاده اند، نباید مبارزه را کنار بگذاریم.

شما احتمالاً با دیدن حرف گ در جیو گومیته تعجب کردید. اغلب جیو کومیته نوشته می شود اما صحیح تر آن است که جیو گومیته بنویسیم. در زبان ژاپنی در یک کلمه ترکیبی، ک به گ تبدیل می شود و بدین ترتیب کومیته به جیو گومیته، و کری به ”ماگری“، ... تبدیل می شود. ما که خارجی هستیم می توانیم هم چنان جیوکومیته (با یک اکسان) بنویسیم اما ”صحیح“ نیست.

● چرا بودو بیش از یک ورزش است؟

اگر بودو ”بیش از یک ورزش“ است، بیشتر به آن علت است که با عبور از ”هنر رزمی حقیقی“ که کارائی ”عالی“ را به همراه می آورد، امکان پیشرفت را فراهم می سازد.

با این حال من احساس می کنم که برای شروع ”هنر رزمی واقعی“، عبور از ”هنر رزمی ورزشی“ ضروری است. این عبور، تجربه مبارزه قراردادی را به همراه دارد... و نباید از شناختن ”ضعف های“ آن صرف نظر کرد. غیرمنطقی است که (برای خشنودی خودمان) بخواهیم از این مرحله بجهیم. در هر زمینه ای اگر بخواهیم میانبر بزنیم کار غیرعاقلانه ای است. با توجه به این که در هنر رزمی نمی توانیم هیچ کاری را به تنهائی انجام دهیم، باید با یار مبارزه ای خود تمرین کنیم و یار خوب را فقط در یک دوجو بودو می توانیم پیدا کنیم.

در پشت ”هنر رزمی ورزشی“، ”هنر جنگی حقیقی“ قرار دارد و در این هنر جنگی، چه شرقی باشد و چه غربی، هرقدر سن بالاتر رود علاقمندی بیشتر می شود، انسان بیشتر پیشرفت می کند و کارائی افزایش می یابد. من مثال های حیرت آوری در این زمینه در وقایع نگاری های دیگر خواهم آورد.

هنگامی که تصمیم به برگزاری مسابقات قهرمانی کاراته گرفته شد، کاراته کارهای دارای روحیه جنگی، به عبارتی کاکوتو ـ کاراته کاهای ژاپنی عقیده داشتند در آن شرکت کنند زیرا در مسابقه قهرمانی منیت و خودخواهی آدمی به راحتی ارضاء می شود (خطرناک ترین تکنیک ها که کارآمدترین آنها بودند، کنار گذاشته شدند). برای این ”جنگجویان“، هنر مبارزه برای نجات دادن زندگی یک بازی نیست و در مبارزه نهائی، بدون قواعد اگر خودخواهی و منیت را کنار نگذاریم شانس زندگی به حداقل می رسد. دیگر موضوع ”سبک ها“ نیستند، انسان در مقابل سرنوشتش تنهاست. هنگامی که رده های وزنی کاراته ورزشی تصویب شدند، این به منزله یک تحقیر تلقی شد. این کار به معنی بی کفایتی کاراته ورزشی نسبت به ”هنر جنگی دست چین“ واقعی بود. موافقم، اما نه تا آن حد که آن را تحقیر کردن بدانم. برعکس، من خوشحالم. چرا؟ به شما خواهم گفت.

● مهر تأئید رده های وزنی

مسلماً مسابقات قهرمانی بودو ورزشی با رده های وزنی به پیشرفت جودو و ”انواع“ کاراته کمک کرده اند. اما تصویب رده های وزنی در کاراته ورزشی، تأئیدی است بر این نکته که کاراته ورزشی نسبت به کاراته مبارزه ای در مرتبه پائین تری قرار دارد. این کار یعنی تصدیق ”رسمی“ این که یک فرد کوچک اندام اگر مورد حمله بزرگ تر از خودش واقع شود هیچ شانسی برای زنده ماندن ندارد.

و این طرز فکر اشتباه است. در کاراته مبارزه ای، یک سبک وزن از شانس مساوی با یک سنگین وزن برخوردار است. در هنر دست روش هائی وجود دارد که هرگونه ضعیف بودن جسمانی را جبران می کنند.

در جودو مبارزه ای هم سبک وزن از شانس مساوی با سنگین وزن برخوردار است ما نمونه آن را در پیروزی های ”آسان“ جودوکارهای کوچک اندام در ”مبارزات آزاد بدون قاعده“ دیده ایم. اعضاء خانواده گراسی این را تأئید کرده اند، آنها می گویند ”جوجیتسو برزیلی“ کار می کنند اما توسط پدر گراسی با جودو ”کامل“ سال های ۱۸۹۰ آشنا شده اند. در این نوع جودو که جودوکانو نامیده می شود همه چیز از جمله ضربه ها مجاز بودند.

مع ذلک در جودو ورزشی ”که هیچ گونه خطری در آن وجود ندارد“، همه جودو کارها می دانند که در یک راندوری یا یک شیای، هنگامی که در میان دستان یک سنگین وزن هستند، قابلیت و توانائی مطلوب را ندارند. به همین دلیل است که رده های وزنی در مسابقات قهرمانی قاعده مند تصویب شدند، و همانند مسابقه قهرمانی کشتی، جودو هم به ”یک فرم از کشتی با یک کیمونو“ تبدیل شد.

● بدون کاراته مبارزه ای، ورزشی وجود نخواهد داشت

کاراته ورزشی نسبت به کاراته مبارزه ای یک اشکال مهم دیگر هم دارد و آن افزایش دادن عقده خود کم بینی در افراد سبک وزن است. مسلماً رده های وزنی به سبک وزن ها کمک می کنند با ”قهرمان“ خواندن خود، جلب توجه کنند بدون این که مشخص کنند در چه رده وزنی هستند. اما این بار هم آنها بیشتر عقده ای می شوند زیرا ضمیر ناخودآگاه و حقیقت درونی را نمی توان فریب داد.

اما در کاراته مبارزه ای برعکس است. این ”جنگجو“ وقتی با خود می گوید ”تو، دوست من، اگر تو به من حمله کنی غافلگیر خواهی شد!“ در درون خود احساس شادمانی بسیاری می کند و کم کم ترس و عقده حقارت از میان می روند. در این صورت بازتاب های آن در زندگی حرفه ای و خانوادگی وسیع خواهند بود.

به همین دلیل است که به نظر من احمقانه می آید که به دو ثلث از سطح اول ”هنر دست چین“ بنده کنیم.




مجله رزم آور
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد